بش گفتم خسته ای برو بخاب
ینی فقط اون لحظع ای کِ برگشت گفت:
من خسته باشم ت باید حالمُ خوب کنی:))
شاید جدی نگفتا ولی من انقدی ذوق کردم ک فقط تونستم بگم:
بااینکِ نفهمیدم ولی باشه عزیزم????
کلا عادتم شد گند زدن ب احساسات بقیع????
لعنتی چرا انقد کیوتی تو؟
تازه تا الان پنج نفر گفتن شبیه شم:)))
ولی حس میکنم ک دلم میخاد دوستش باشم تااینک حسی بهم پیدا کنه و برعکس.
چون میدونم قطعا من کسی نیستم ک اون میخاد!
نمیگم من کم دارم یا هرچی ولی هرکس یه معیارایی داره دگ:)
و خب
منبع
درباره این سایت